طرح موضوع راهبردی - راز قله دنا (دانش‌بنیانی، نوآوری، استراتژیک) سلسله مقالات تحلیلی در افق 1430 از مرکز گسترش طرح و ایده‌های مبتکرانه مگطا (یادداشت اول-قسمت دوم)(تیتر: طرح موضوع قرینه با نمایشگاه دستاوردهای دانش‌بنیان، نوآور و استراتژیک استان قزوین - فروردین 1396)

طرح موضوع راهبردی
راز قله دنا (دانش‌بنیانی، نوآوری، استراتژیک)

یادداشت اول – قسمت دوم

بستر و زمینه قزوین
در دنیای برنامه‌ریزی مفهوم بستر یا زمینه (context) بسیار حائز اهمیت است. به عنوان اولین گام برای برنامه‌ریزی یا مطالعه استراتژیک، این زمینه های شکل گیری و رشد هستند که مورد توجه خواهند بود. به بیان ساده تا شما زمینی حاصل خیر نداشته باشید، قصدی برای پاشیدن بذر بر روی زمینی لم یزرع نخواهید داشت؛ یا از جنبه‌ای دیگر یک زمین حاصل خیر طبعاً مردمان آن خطه را کشاورز خواهد کرد؛ و اهمیت مفهوم زمینه در نگرش راهبردی نیز به همین تناسب است.
یک نگاه اجمالی به استان قزوین، شاخصه هایی همچون پیشینه و فرصت صنعتی، جمعیت جوان و نیروی انسانی کارآمد، موقعیت علمی و تحقیقاتی مناسب، موقعیت جغرافیایی مستعد، منابع مالی پراکنده دارای ظرفیت سرمایه‌گذاری و چندی دیگر را قویا به ما نشان خواهد داد. منظور آنکه پارامترهای بالا حاکی از ظرفیتی درونی برای زمینه سازی مساعد برنامه های استراتژیک در استان قزوین است.
نهایتا ساده است اگر بگوییم آنچه موجب همسو کردن این پارامترها برای هم افزایی و ایجاد بستری قوی می‌شود، در ابتدا اهمیت دادن و تقویت همین بستر است. تقویت و اهمیت دادن به این بستر‌ چه قصد آن تحکیم شرایط و دستاورد های حال حاضر باشد و چه ایجاد فرصت برای خلق دستاورد‌های آتی، قطعا کارامد و پاسخگو است.
چنانچه دستاورد‌های حال در سطح امور دانش بنیانی و نوآورانه استان قبلا نیز در پی شقه ای از همین تفکر ایجاد و حمایت گشته است و قطعا تقویت این نگاه در رشد بیشتر و شاید تصاعدی آن نقش بیشتری ایفا خواهد کرد.
نخستین خروجی یک زمینه خوب
همان‌گونه که آسایش و رشد شهروند متکی بر بستر سطح خدماتی است که آن شهر/کشور برای آسایش و رشد شهروندان فراهم نموده است؛ شکل‌گیری و رشد نیروی انسانی دانش‌محور و نوآور نیز در گرو بستری است که آن خطه جغرافیایی، شاخه صنعتی یا حوزه معنوی برای آنها فراهم آورده است. در این مورد هرچه مدل مدیریتی و ساختاری استان قزوین به یک زیست بوم فناوری کارآمد نزدیک تر باشد، شکل گیری و رشد نیروی انسانی دانش‌محور و نوآور نیز در آن بیشتر و نهایتا فتح قله دنا در آن مسیر تر خواهد بود. قله دنایی که در آن ثروت، قدرت، عزت و کرامت وجود دارد و برداشت از آن متکی بر برنامه بازگشت (توضیح در ادامه) خواهد بود.
لذا خروجی یک زمینه خوب، ارائه خدمات مساعد و همسو با رشد است. منظور از خدمات در این موضوع خدمات رسانی و تسهیل گری برای کار، اشتغال و حمایت‌های دولتی نیست؛ بلکه استقرار چرخه صنعت خدمات، به عنوان اولین پیش نیاز چنین توسعه‌ای است.
خدمات، در ابتدا یا نتیجه یک انتها
«صنعت خدمات» شاخه‌ای از صنعت است، که به ارائه خدمات به دیگر صنایع و مصرف‌کنندگان نهایی می‌پردازد. این تعریف کلاسیک، باورهای کلاسیک را بدین سمت سوق می‌دهد که گستره صنعت خدمات بعد از استقرار دیگر صنایع پدید می‌آید و با آنکه مورد وثوق همان افراد نیز هست که کمینه ای از خدمات مالی، امنیتی، لجستیکی و غیره برای حضور و شکل گیری همان صنایع مورد نیاز است، باز هم در عمل منکر نقش زایشگر آن شده و آن را معلول دیگر صنایع می‌دانند. در واقع این نگاه حاکی از نقش چسبندگی خدمات در بین دیگر صنایع دارد تا ساختمان صنعتی آن مردم را بسازد.
قابل ذکر است این نگرش در دهه های موخر روز به روز تغییر بیشتری یافته و نقش صنعت خدمات به عنوان مادری برای نوزاد دیگر صنایع انکار ناپذیر گشته است. نمونه‌های متعددی از تحولات صنعتی و غیر صنعتی در نقاط مختلف جهان قابل ذکر هستند که به واسطه تقویت بستر‌های خدماتی، زمینه شکل‌گیری و رشد صنعتی در آنها مسیر گشته است.
آمارها نشان می‌دهد در دو دهه اخیر و با رشد فناوری اطلاعات که خود صنعتی خدماتی به توان دو بر شمرده می‌شود، رشد صنایع خدماتی بیش از دیگر صنایع بوده است. توان دو یعنی مقوله‌هایی مانند حوزه فاوا که خدماتی به گستره دیگر صنایع خدماتی می‌دهد تا آنها را بهینه و در دسترس تر نماید، مانند فاوا و خدمات مالی یا فاوا و خدمات حمل و نقل.
حال در نظر بگیرید اگر دیگر حوزه های خدمات هم چنین هم افزایی را نسبت به یکدیگر داشته باشند، چه نرخ رشدی در انتظار این صنایع خواهد بود. باید در نظر گرفت، دو قرن پیش و در پی انقلاب صنعتی، صنعت به معنای تجهیزات فیزیکی برای تولید محصولات بود. اینک این مفهوم در طی دو قرن روی به سوی فناوری‌های نرم تر و دانش‌‌های پیچیده‌تر نهاده است که تجهیزات فیزیکی را به ابزاری برای به ثمر نشاندن آن دانش‌ها مورد استفاده قرار می‌دهند. لذا نگرش کاملا برعکس گردیده است.
نهایتا به سادگی باید گفت، ما به مجموعه ای از اقدامات در حوزه صنایع خدماتی نیازمندیم که بستر را برای ورود بیشتر منابع خدماتی و صنعتی به عرصه تولید و تجارت استان و بستر رشد آن فراهم کنند.
قابل ذکر است برای همین در حوزه دانش‌بنیان که یکی از استراتژی‌های برون رفت کشور از وضع غیر ایده‌آل کنونی است، در اشتراکی از مفاهیم تولید و خدمات،‌ نظرات بیشتر به واژه تولید بها داده اند، که در جای خود نقدی بر ان نیز وارد است. با این حال آنچه مورد نظر این نگارش است، لزوم حمایت از زمینه های خدماتی مادر، مانند حوزه فاوا، لجستیک، مشارکت‌‌های نوین مالی، باشگا‌ه‌های رفاهی مشاغل حرفه‌ای و … است که می‌تواند زمینه را برای توسعه استان به یک زیست بوم صنعتی نوآور در کشور بدل نماید.

 

ادامه دارد …

رفتن به راز قله دنا (یادداشت اول-قسمت اول)

رفتن به راز قله دنا (یادداشت اول-قسمت دوم)

رفتن به راز قله دنا (یادداشت اول-قسمت دوم)

  • نویسنده : شادمهر فروزان / سردبیر
  • منبع خبر : فیداربن