طرح موضوع راهبردی - راز قله دنا (دانش‌بنیانی، نوآوری، استراتژیک) سلسله مقالات تحلیلی در افق 1430 از مرکز گسترش طرح و ایده‌های مبتکرانه مگطا (یادداشت اول-قسمت سوم)(تیتر: طرح موضوع قرینه با نمایشگاه دستاوردهای دانش‌بنیان، نوآور و استراتژیک استان قزوین - فروردین 1396)

طرح موضوع راهبردی
راز قله دنا (دانش‌بنیانی، نوآوری، استراتژیک)

یادداشت اول – قسمت سوم

نقش سازمان‌های توسعه‌ای
(قسمت‌هایی برگرفته از مقاله  فلاح دوست مهدی – سازمان‌های توسعه ای از دریچه قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی)
سازمان‌های توسعه‌ای به سازمان‌هایی گفته می‌شود که به ارائه خدمات توسعه‌ای و نوسازی صنایع مختلف می‌پردازند. هر چند این سازمان‌ها در قالب ساختار‌ها و شخصیت‌های حقوقی مختلفی اعم از عمومی و خصوصی ایجاد می‌شوند؛ ولی شایع‌ترین نوع شکل‌گیری این سازما‌ن‌ها در کشور، سازمان‌هایی هستند که در بدنه حاکمیت و در قالب شرکت‌های دولتی ایجاد شده و فعالیت می‌کنند.
شایان ذکر است مطابق قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی و مقررات اجرایی مربوط به آن، تاکنون سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران، سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران، شرکت ملی صنایع پتروشیمی، بانک توسعه صادرات ایران، بانک صنعت و معدن، بانک کشاورزی، بانک مسکن و بانک توسعه تعاون به عنوان سازمان‌های توسعه‌ای موضوع تبصره (۳) بند(الف) ماده(۳) قانون مورد بحث تعیین شده‌اند. ضمن آنکه در حوزه کشاورزی، شرکت مادرتخصصی مدیریت منابع آب ایران و شرکت شهرک‌های کشاورزی که با اصلاح اساسنامه یکی از شرکتهای مادر تخصصی موجود ایجاد می‌شود، براساس حکم قانون برنامه پنجم توسعه به این موارد اضافه شده‌اند.
اما آنچه در مقایسه کشورمان با دیگر کشورها قابل استناد است، نقش ضعیف بخش خصوصی در شکل گیری و استقلال عمل سازمان‌های توسعه‌ای خصوصی یا به عبارت بهتر مردم نهاد است. به بیان ساده در کشوری که مدنظر است مردم در آن برای حل مشکلات اشتغال، اقتصاد و غیره خود نقش آفرینی ویژه‌ای نمایند و ادبیات عمومی حکومت و دولت‌مردان برای آنان کارآفرین شدنشان است، آیا به راستی می‌توان نقش همان بازیگران کارآفرین را در چرخه ایجاد، استقلال عمل و تعامل آنها در قالب ساختارهایی نظیر سندیکا‌ها، انجن ها و به شکل اعلا و کارآمد در قابل سازمان های توسعه ای مردم نهاد انکار کرد. چنانچه این روند در کشور‌های توسعه یافته سالها مورد امتنان و احتجاج بوده است.
قرارگیری سازمان‌های توسعه ای مردم نهاد در کنار سازمان‌های توسعه‌ای دولتی و نیمه‌دولتی، این امکان را فراهم خواهد آورد تا ارتباط چالش برانگیز سطوح مردمی تا دولت که معمولا در ایران پر‌مخاطره و چالش برانگیز است، دارای حلقه میانی گردد که نتیجه ان انتفاع دو سویه مردم و دولت در ایجاد بستر توسعه خواهد بود.
به عبارت دیگر توسعه زنجیره صنایع خدماتی بهتر است از طریق سازمان‌های توسعه‌ای مردم نهاد دنبال گردند تا ریسک‌های احتمالی در آن سازمان مدیریت گشته و بسته ای از توسعه در تعامل با دیگر سازمان‌های توسعه ای و دولت مورد اجماع نظر و اجرا قرار گیرد. قطعا چنین ساختاری به مشارکت بیشتر جامعه در ساخت و  افزایش پتانسیل سرمایه گذاری های مادی و معنوی داخلی و خارجی در پی کاهش ریسک های احتمالی خواد انجامید.
مگطا نمونه ای از سازمان توسعه‌ای مردم نهاد
در تعاریف مگطا (مرکز گسترش طرح و ایده‌های مبتکرانه) آمده است، این سازمان فصل مشترکی بر بخش دولتی و خصوصی است در کسب یا خلق امتیازات دولتی و جلب مشارکت بخش خصوصی با اولویت دانش‌بنیان‌ها و کسب‌وکار‌های نوپا با افق توسعه استراتژیک خصوصا راه ابریشم نوین در کشور. بدین ترتیب مشارکت از سه حالت خارج نیست؛ اول آنکه پیشنهادات طرح ریزی و به مردم و دولت عرضه گردد، دوم آنکه پیشنهادات دولت برای عرضه به مردم طرح‌ریزی بهینه (‌محلی سازی) گردند و سوم آنکه پیشنهادات مردم برای عرضه به دولت به بسته شفاف و همسو مبدل گردند.
حال می‌توان دریافت که نظریه عملکردی فوق در انطباق با عملکرد مطلوب سازمان های توسعه ای مردم نهاد جهت‌دهی گردیده است. البته دیگر انواع سازمان‌های توسعه‌ای خصوصی یا مردم نهاد مانند شتاب‌دهنده‌ها ،‌مراکر رشد و صندوق‌های ریسک پذیر در مقوله دانش‌بنیان‌ها نیز چنین فرآیند‌هایی را دنبال می‌نمانید، اما با این وجود همچنان کشور به تقویت ساختارهایی نظیر مگطا با ماهیت برای دستیابی به نقاط عطف استراتژیک در توسعه مردم نهاد نیازمند است. نقاط عطفی که در یک سوی آن قدرت و تسلط حکومتی و دولتی و از سوی دیگر توانمندی، خلاقیت و اشتقاق مردمی به صحت همسو با آرمان های کشور باشند. این چنین سازمان ها به عنوان نقاط اهرمی مورد اهمیت هستند در صورتی که دیگر شقق سازمان‌های توسعه‌ای مردم نهاد یا خصوصی به عنوان حاشیه پر قدرت این جریان محوری در نظر گرفته می‌شوند.
برنامه‌های مگطا عموما با توجه به همین نقش و نیاز جامعه، از سطوح مطالعاتی شروع و در پی خلق و ساخت زمینه‌های مساعد رشد طرح‌ریزی گردیده‌اند. این روند جاری در مقطع اجرای برنامه‌هایی در حوزه صنعت خدمات و با تکیه بر موارد استراتژیک و پایه قرار گرفته است. نمونه ‌هایی از این روند در حوزه فاوا و طرح ریزی استراتژیک برای حرکت قزوین به سمت مفاهیم مغز صنعتی ایران، طرح ریزی استراتژیک نقشه جامع گردشگری ابنیه تاریخی راه ابریشم ایران و البته چندی دیگر از موارد، قابل بررسی است.
سخن پایانی
آنچه در این نگارش مورد توجه قرار گرفت، اهمیت نقش جهان‌بینی سیستمی برای گذار از نگرش رویدادگرا به روندگرا، اهمیت نقش زمینه در شکل‌گیری توسعه و راهکار عملی برای رشد بهینه با سرمایه‌گذاری عملیاتی بر توسعه بستر، نقش سازمان‌های توسعه‌ای در تبدیل رابطه مردم، فرهیختگان و دولت به رابطه‌ای روند محور بوده است.
آنچه از توسعه اقتصادی و صنعتی برای کشور اهمیت دارد، رفاه، امنیت و زندگی عزتمندانه و شادمان برای مردم، ایجاد بستری برای هنرنمایی فریختگان جامعه در ساخت کشور و سربلندی حکومت و دولت مردان در ایجاد اقتدار، عزت و امنیت کشور برای ایران و ایرانی است. لذا نباید فراموش کرد دستیابی به این موارد به لطافت همان مثال پیشین، یعنی فتح قله دنا متکی بر همان اصول فکری ساده ولی پر رمز و راز خواهد بود. فتح قله دنا یعنی فتح مرز‌های دانش بنیان، نوآوری در افق استراتژیک؛ که البته نیازمند نقشه راهی به مبدا توسعه صنعت خدمات و مقصد آرمان‌هایمان است.
پایان یادداشت اول

  • نویسنده : شادمهر فروزان / سردبیر
  • منبع خبر : فیداربن